داستان قشنگ - تاریخ: 1401/4/21 ساعت: 18:17
از دور دوستتــــ داشــتم…!بی هیـچ عطـری،آغوشـــی،نگاهــی و یا حتــی بوســه ای…!تنها دوستتـــ داشــتم…!اما حـــالا که دور شـــدی…!چــه کــنم بـا ایــن همــه وابستــگی!!! Adblock test (Why?)
ادم ها - تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 0:41
خدایـــــــــــــــــــــــــــــا ... چه ساختــــــــه ای... دل آدم هایـــــــــــت یکــــــــــــــــی ازیکــــــــــــــــی سنگــــــــــــی تر ... دروغ هایــــــــــــــشان یکـــــــــــــــ
انسان ها به میزان ..... - تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 0:41
انسان ها به میزان "حقارتشان" "توهین" میکنند.به میزان "فرهنگشان" "عشق میورزند".و به میزان "ک مبودهایشان" "آزارت میدهند".هرچه "حقیرتر" باشند، بیشتر "توهین میکنند" تا حقارتشان را جبران کنند.هر چه "فره
رو ب روی پنجره ... - تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 0:41
رو به روی پنجره دیوار باشد بهتر است بین ما این فاصله "بسیار" باشد بهتر است من به دنبال کسu200dی بودم که "دلسوزی" کند همدمم این روزها سیگار باشد بهتر است من نگفتم آنچه حلاج از تو دید و فاش کرد سر نوش
خسته - تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 0:41
بعضی روزها انسان فقط خسته است نه تنها است .. نه غمگین .. و نه عاشق ، فقط خسته ا ست ... "
اخرین منزل ما - تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 0:41
آخرین منزل ما... با یقین آمدہ بودیم و مردد رفٺیم !بـہ خیابان شلوغے ڪہ نباید رفٺیم!مے شنیدم صداے قدمش را،اماپیش از آن لحظـہ ڪہ در را بگشاید رفٺیمزندگے سرخے سیبے سٺ ڪہ افٺادہ بـہ خاڪبـہ نظر خوب رسیدیم ولی بد رفٺیم!آخرین منزل ما ڪوچـہ ے سرگردانے سٺدر به در در پے گم ڪردن مقصد رفٺیم!مرگ یڪ عمر بـہ در ڪوف...
شعر آهنگ جدید فاتح نورایی تنهام نذار - تاریخ: 1398/3/10 ساعت: 3:22
حرفه جدایی رو نزن میترسم از تنها شدن با من بمون بغضی سمج تویه گلوم دلتنگیه تو روبرو با من بمون حرف جدایی رو نزن میترسم از تنها شدن با من بمون بغضی سمج تویه گلوم دلتنگیه تو روبرو با من بمون این سمت تو
آمدم تا ... - تاریخ: 1398/3/10 ساعت: 3:22
آمدم تا مست و مدهوشت کنم اما نشد عاشقانه تکیه بر دوشت کنم اما نشد گریه ی تلخی در آغوشت کنم اما نشد نازنینم یاد تو هرگز نرفت از خاطرم سعی کردم فراموشت کنم اما نشد …
قصد رفتن کرده ای - تاریخ: 1398/3/10 ساعت: 3:22
من تو را دوست دارم و تو ... - تاریخ: 1398/3/10 ساعت: 3:22
بازی روزگار را نمی فهمم! من تو را دوست می دارم... تو دیگری را... دیگری مرا... و همه ما تنهاییم داستان غم انگیز زندگی این نیست که انسانها فنا می شوند ، این است که آنان از دوست داشتن باز می مانند. همیشه
امدی جانم ب قربانت ولی حالا چرا - تاریخ: 1398/3/10 ساعت: 3:22
آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا بی وفا حالا که من افتاده ام از پا چرا نوشداروئی و بعد از مرگ سهراب آمدی سنگدل این زودتر می خواستی حالا چرا عمر ما را مهلت امروز و فردای تو نیست من که ی
عیدتون مبارک دوستان - تاریخ: 1398/3/10 ساعت: 3:22
انشاالله تو سال جدید هرچی غم دارید به شادی تبدیل شه...انشالله جزء رنگ و بوی خنده و سلامتی هیچی سراغتون نیاد و سالی توام با عشق محبت خوشنودی صلح پیشرفت برکت براتون آرزو میکنم ❤️
دلتنگی - تاریخ: 1396/12/4 ساعت: 12:21
آدمها، از بی حوصلگی هایشاناز خستگی هایشان از دلتنگی هایشاناز غصه هایشان از هیچ یک عکس نمی گیرند...برچسبها: دلتنگی+ نوشته شده در  شنبه هجدهم شهریور ۱۳۹۶ساعت 22:53&nbsp توسط *_*دلتنگی*_*  |  Let's block ads! (Why?)
دلخوش... - تاریخ: 1396/12/4 ساعت: 12:21
دلخوش به خندههای منِ خیره سر نباشدیوانه ها به لطف خدا، غالباً خوش اند...برچسبها: دلخوشی+ نوشته شده در  شنبه هجدهم شهریور ۱۳۹۶ساعت 22:55&nbsp توسط *_*دلتنگی*_*  |  Let's block ads! (Why?)
تووو - تاریخ: 1396/12/4 ساعت: 12:21
تو عشق بودیاین را از بوی تن ات فهمیدمشاید هم خیلی دیر به تو رسیدمخیلی دیر !اما مگر قانون این نبودکه هر آنچه دیر می آید !عاقبت روزی به خانه ی ما خواهد